لطف على سليمى
134
كهكشانها در قرآن ( فارسي )
ترجمه : 116 - و ( يهود ونصارى ومشركان ) گفتند : خداوند فرزندى براي خود اتخاذ كرده است ( نه ، خداوند از اين افتراهاى جاهلانه ) منزه ومبراست . بلكه هر آنچه كه در آسمانها وزمين است از آن خداوند است وهمه در برابر أو خاضعند ؛ 117 - أو بديع وهستىبخش آسمانها وزمين است وهنگامى كه مشيّتش براي خلقت وايجاد امرى قرار مىگيرد پس ( دربارهء آن چيز ) مىگويد موجود باش ، پس موجود مىشود . در آياتي كه مىفرمايد : « بَدِيعُ السَّماواتِ وَالْأَرْضِ » يعنى خداوند ابداعكنندهء كل اجرام عالم هستى ( السماوات ) وزمين است . در اينجا چند سؤالي پيش مىآيد . اگر كلمه وجود را دربارهء تمام أشياء موجود بكار ببريم كه كوچكترين آنها ذرات ريز اتمى وبنيادى وفتونها باشد وبزرگترين آنها از غولهاى سرخ گرفته تا كهكشانهاى گوناگون باشد . ويا نظام كائنات وحركات أشياء را از مدارات أتمها گرفته تا نظام كهكشانها . آيا چيزى هست كه مربوط به سماوات نبوده وخارج از نظام كائنات باشد ؟ مسلما به اتفاق نظر همگى خواهيم گفت مربوط به نظام جهان بوده وهستيم . 3 - آيا هيچ موجودى هست كه در نظام ساختارى وتشكيلات وجود آن نظام ، صنعتى بكار نرفته باشد ؟ 4 - آيا هيچ شئ موجودى وجود دارد كه مواد أولية آن از أنواع عناصر ومواد شيميايى موجود در عالم ساخته نباشد ؟ وچون اسم جلاله بديع علاوة بر بديع السماوات ، بديع الأرض هم هست ، لذا سؤال چهارمى را دربارهء موجودات زمينى مىكنيم كه همگى به رأى العين آن را مىبينيم وآن سؤال اين است : آيا هيچ موجود زندهاى از يك تكسلولى گرفته تا جانداران بزرگ مثل انسان وحيوانات وغيرهاى هست كه ميليونها دستگاه ساختمان بدني آن از نظام ساختار صنعتى خارج بوده ونظام محير العقول پيوندى آنها با